خب امروز تولد داریم !! امروز نه ها فردا تولد داریم یعنی 15 دی ولی من زودتر گذاشتم که باید برم امتحان دارم !!
تولد کی ؟؟ تولد شادی جوووووووووون
اوا خاک عالم سلام یادم رفت 
سلام به همه خوبین ؟؟ غم و غصه رو بزارین کنار که امروز شادی به دنیا اومده !! یه کف مرتب به افتخارش !
محل و زمان برگزاری تولد : سایت باران تو پیک هر کی ادرس نداره این ادرسشه www.baran2pic.com تو چت رومش تولده ساعت 2 اگه نمیتونین بیاین زمانشو تغییر بدم فقط گفته باشم من 4 به بعد نمیتونم بیام .
شادی این از طرف منو حدیث تقدیم به تو
هرسال وقتی…..15 دی ماه ……هزاران شهاب به سمت زمین هجوم میاوردن
از خودم می پرسیدم
چه اتفاقی افتاده که آسمونیا میخوان خودشونو به زمین برسونن؟….
و امسال فهمیدم اونا به پیشواز حضور مسافری میان که زمینو
با گامهای مهربونش نوازش کرد تا سفرشو از خودش به خدا شروع کنه ….
تولدت مبارک شادی جون
خب نوبتی هم که باشه نوبت کیک و کادوئه شادی جون من واسه کادو تولدت واست کیک پختم
اینم کیک 

همه با هم
بیا شمعارو فوت کن تا صد سال زنده باشی    
همه کادوهاشونو بیارن بدن به من . من ببینم اگه موردی نداشت میدم به صاحبش 
همین دیگه شادی جونم امیدوارم هزاران سال زنده باشی و سالم شاد و سرحال زندگی کنی !
اینم کادوی من 
خب دیگه شب شد همه برن خونه هاشون من میخوام بخوابم
**********
این از تولد . شادی هم به دنیا اومد ...
چرا ادما اینجوری شدن جدیدا ؟؟
چه جوری ؟ الان میگم
امروز فاطمه دوستم گفت سایه من خطمو میدم بهت به ایمان اس بده یه چیزی بنویس واسش که ول کنم شه دیگه نمیخوام باهاش باشم !! اسنجوری نگاش کردم گفتم فاطمه چیزی شده ؟ گفت نه خسته شدم از زندگی گفتم حرفای عاشقونه میزنی بچه برو درستو بخون این لوس بازیا به تو نیومده حالا فوق فوقش که بگی اون میگه باشه ولت میکنم بعد میفهمی که ول کردنت چه راحت بوده براش ناراحت میشی توام که عقل نداری خداروشکر میری یه بلایی سر خودت میاری حالا خر بیار لوبیا بار کن ! گفت سایه تورو خدا بهش اس بده باشه بیا اینم خط من رفتم بوس بوس فداتشم خدافظ گفتم فاطمه جواب نداد گفت سایه اصرار نکن که منصرف شم من رفتم دوباره صداش زدم گفت نه سایه بای بای گفتم فاطمه ی احمق کارت دارم بیا گفت نمیام و رفت !! منم نمیخواستم منصرفش کنم ها فقط میخواستم بهش بگم شماره ایمانو بده !!! این از فاطمه
بعدی معلم عربیه !
معلم عربی سال اولا صدام زد گفت سایه محدثه گفته بود بهم بگی کلاس واست بزارم درسته ؟ گفتم اگه وقت داشته باشین گفت کی امتحان دارین ؟ گفتم 25 دی . گفت خب شماره منو یادداشت کن شمارتم بده من یادداشت کنم که بهت زنگ بزنم بگم کی بیای گفتم باشه کیفمو باز کردم دفترچمو در بیارم شمارشو بنویسم ساعتشو نیگا کرد گفت سایه جان پس من واست زنگ میزنم توام هر جا مشکل داشتی واسم زنگ بزنم خدافظ و رفت !! من موندمو یه دهن باز گفتم نه تو شماره منو داری نه من شماره تورو چه جوری زنگ بزنیم به هم ؟؟
همون روز همین خانوم بهم گفت من وقت ازاد پنج شنبه دارم یکم فک کرد گفت : « پنج شنبه میشه چند شنبه ؟؟ » گفتم به احتمال زیاد شنیه بیفته گفت باشه خبرت میکنم !
عجب روزگاری شده !! راستی یکی گفته بود یکی نه چند نفر گفته بودن سوتیای خودمم بنویسم چشم فک میکنم اپ بعدی سوتیای خودمو مینویسم
مرسی از نظرات قشنگتون ! مواظب خودتون باشین
یا علی
بعدا نوشت :
1) من یادم رفت بگم شادی کیه . ببخشید . شادی اینه www.iranmalavan.blogfa.com
2) امروز تولد پسر همسایمونم هست تازه یادم اومد ... راستین تولدت مبارک !
|